گفت وگو

80 سال مرشدی و حماسه‌سرایی

پای صحبت‌های «عباس شیر خدا » ۸۸ ساله درباره راز و رمز پویایی، نشاط و سلامتی‌اش

نویسنده : صادق جهانی| خبرنگار

بیش از 80 سال از رفاقتش با ضرب زورخانه می‌گذرد و صدای رسا، لحن وزین و نطق‌های حماسی و دل‌انگیزش در زورخانه‌های تهران طنین‌انداز می‌شود. «عباس

شیر خدا» یکی از کهنه‌کارترین مرشدها و حماسه‌خوان‌های ایران است که علاوه بر ورزشکاران، مردم ایران هم از سال‌های دور با شنیدن صدایش روی موج‌های رادیو، ورزش می‌کنند. وی ضرب‌زدن و شاهنامه‌خوانی را از هفت سالگی شروع کرد و حتی به‌خاطر عشق و علاقه زیادش به این حوزه، یکی از کلاس‌های مدرسه را تبدیل به زورخانه کرد. بعدها در مخابرات مشغول به کار و همان‌جا بازنشسته شد، اما به گفته خودش خدماتش در صداوسیما بیشتر از مخابرات بوده است. در مثبت شصت امروز با او هم‌صحبت شدم و از حال‌ و هوای این روزهایش پرسیدم.

خانواده‌ای گرم و صمیمی

شیرخدا که خودش میدان‌دار زورخانه و کشتی‌گیر بوده، گفت‌وگویش را این‌طور آغاز می‌کند: «این روزها خیلی کم از خانه خارج می‌شوم و در منزل با میل و کباده ورزش می‌کنم. تا قبل از کرونا در زورخانه ضرب می‌زدم و در برنامه‌های صبحگاهی شهرداری و نیروی انتظامی مرشدی می‌کردم. شصت سال است که با صداوسیما همکاری دارم و هنوز برنامه‌هایم از رادیو و تلویزیون پخش می‌شوند. به پاس قدردانی از زحماتم، مسئولان تندیسی از من ساختند و مقابل ورزشگاه شیرودی نصب کردند.» او در ادامه به اتفاق تلخ اخیر زندگی‌اش اشاره می‌کند و می‌گوید: «اواخر اسفند سال گذشته همسرم را از دست دادم و از زمان فوتش مریض شدم. بس که خانم مومن و باوفایی بود و خیلی هوایم را داشت. یادم است برای هر برنامه‌ام لباس‌های مخصوصی آماده و اتو می‌کرد و مواظب خورد و خوراکم بود. دو دختر، یک پسر، دو داماد مشتی و چهار نوه دارم که مثل پروانه دورم می‌گردند. با دوستان ورزشکارم هم تلفنی در ارتباط هستم».

باید باگذشت بود

شیرخدا که طی سالیان گذشته ، شاگردان زیادی را تربیت کرده، هنوز خوی و مسلک مرشدی دارد. او در ادامه از رفاقت دیرینه‌اش با جهان پهلوان تختی می‌گوید: « با مرحوم تختی بچه‌محل و دوست بودیم و رفت‌وآمد خانوادگی هم داشتیم. بسیار جوان محجوبی بود. روزی که از المپیک برگشت، گفتم برایت چه بخوانم؟ گفت برای من نخوان، از مولایمان علی(ع) بخوان. این خاطره و جمله آقا تختی خیلی برایم ارزنده است.» صحبت‌هایش را درباره پهلوانی این‌گونه ادامه می‌دهد: «عده‌ای فکر می‌کنند مرشد می‌رود بالا، یک ضرب می‌زند و می‌آید پایین. در صورتی که از اسمش پیداست. مرشد، ارشاد کننده است. اگر زورخانه‌ای درش از طلا باشد، اما مرشد نداشته نباشد، کسی پایش را آن‌جا نمی‌گذارد. ضرب و زنگ است که ورزشکار را به گود می‌‌کشاند. مسئولان ورزشی باید به زورخانه‌دارها و مرشدها رسیدگی کنند، اما متاسفانه خبری از حمایت‌شان نیست. این را هم بگویم یک مرشد باید پاک‌دست، چشم‌پاک و آدم باگذشتی باشد».

اهمیت ورزش صبحگاهی برای سالمندان

«تابلوی مردانگی لایق هر دیوار نیست/ آن‌قدر باید بگردی تا ببینی مرد کیست» در پایان شیرخدا با خواندن این بیت، جوانان و سالمندان را خطاب قرار می‌دهد و توصیه می‌کند: «جوانان نمازشان را فراموش نکنند، صبح‌ها قبل از این‌که آفتاب بزند از خواب برخیزند و ورزش کنند، حالا هر نوع ورزشی که دوست دارند. از میهن‌شان دفاع کنند، هوای سالمندان را هم از نظر مادی و هم از نظر عاطفی و کلامی داشته باشند. در مجموع سعی کنند مهربان و جوانمرد باشند. توصیه‌ای هم به سالمندان دارم، این‌که ورزش صبحگاهی را رها نکنند، مرتب پیاده‌روی کنند و در خوردن غذا زیاد‌ه‌روی نکنند. تا جایی هم که از دست‌شان برمی‌آید راهنمای جوانان باشند، چون که هر کلمه سالمندان طلاست».

 

jpgfile_20653_83433_637558573484085095.jpg

jpgfile_20653_83433_637558573484825070.jpg