نقش انگلیس در به شهادت رساندن سردار جنگل

99 سال از شهادت مظلومانه کوچک جنگلی می‌گذرد؛ دلاورمردی از خطه گیلان که به میهن عشق می‌ورزید و جان بر سر استقلال و آزادی آن گذاشت. دکتر محمدعلی همایون کاتوزیان، در کتاب «اقتصاد سیاسی ایران»، ضمن بررسی حوادثی که پیش از به قدرت رسیدن رضاخان اتفاق افتاد، درباره قیام جنگل می‌نویسد: «این قیام به وسیله گروهی از مشروطه‌خواهان جوان‌تر آن منطقه(گیلان) سازمان‌دهی و رهبری شد. رهبر آن، میرزاکوچک‌خان، طلبه سابق، با مسئولیت‌های مختلف در جبهه انقلاب [مشروطه] جنگیده بود. میرزا، مسلمانی شیعه، میهن‌دوستی سازش‌ناپذیر، رزمنده‌ای نستوه و رهبری فسادناپذیر بود که تنها هدفش رهایی کشور از زیر سیطره قدرت‌های خارجی و فساد داخلی بود. جنبش جنگل، نه‌جنبشی تجزیه‌طلبانه بود، نه«بورژوا ملی» و نه «کمونیستی»؛ نطفه‌های آن قبل از انقلاب بلشویکی در روسیه بسته شده و واکنشی اصیل بود در برابر سرخوردگی و افسردگی پس از پیروزی مشروطه و سرنگونی محمدعلی‌شاه.» قتل‌عام نیروهای جنگل و سپس به شهادت رسیدن میرزا، با نظارت مستقیم رضاخان انجام گرفت. او مدتی قبل، با کودتایی که در اسفند 1299 رخ داد، به مقام وزارت جنگ رسیده‌بود. نکته‌ای که باید به آن توجه کرد، نقش انگلیسی‌ها در ماجرای سرکوب قیام جنگل است. حذف رقیبی قدرتمند همچون روسیه تزاری، به بریتانیا این فرصت را داد که با سوءاستفاده از ضعف داخلی کشور، اذناب خود را بر مقدّرات مردم ایران مسلط کند. شهادت میرزاکوچک‌خان، در راستای چنین طرح استعمارگرانه‌ای رقم خورد. او که برای گرفتن کمک از آذربایجانی‌های انقلابی، قصد داشت از فراز کوه‌های منطقه خلخال بگذرد، گرفتار کوران آذرماه سرد آن منطقه شد و پیکر بی‌جانش، به دست عُمّال رضا‌خان افتاد. آن‌ها سر از بدن میرزا جدا کردند و آن را به تهران بردند. همایون کاتوزیان می‌نویسد: « کمتر کسی می‌توانست حدس بزند که نمایش چندش‌آور سر میرزاکوچک‌خان، در ملأعام در تهران، طلیعه شوم نظامی جدید در ایران است.»